تبليغاتX
Kaveh Irani


شانزدهمین روز از ماه مهر چشن مهرگان

مهرگان شاد باد

 http://www.kavehirani.blogfa.com/post-16.aspx


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 18:11  توسط کاوه ایرانی   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 18:9  توسط کاوه ایرانی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:28  توسط کاوه ایرانی   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 12:26  توسط کاوه ایرانی   | 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:35  توسط کاوه ایرانی   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 16:35  توسط کاوه ایرانی   | 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 14:25  توسط کاوه ایرانی   | 

نامه ای از من به . . . .

چند سالی است که رنگها، رنگ باخته و راه به سیاست باز کرده اند از انقلابات مخملی و نارنجی گرفته تا جنبش سبز ادامه داشته و معلوم نیست رنگ، رنگ باخته بیچاره دیگری کی و نماد چه جنبشی خواهد شد! بیچاره رنگها که از تجاوز ما آدمها مصون نماندند.

حالا که در سیاست بازار رنگ و رنگ بازی مد شده است بالطبع به میان نوشته ها ی سیاسی هم رسوخ باید داده شود.

دوست گرامی دکتر شروین وکیلی بتازگی مطلبی نوشته ای با لفاظی و بهره گيری از رنگ ها و آنهم در ماه پر شور امرداد! و به صحرای کربلای 28 امرداد نیز زده. که به استناد اسناد تاریخی هیچ مبنای واقعی و تاریخی نداشته است. بر آن شدم تا درجايگاه همان نوشته پاسخی هر چند مختصر داده باشم که ناگاه تیغ پر صلابت سانسور دوست عزیز مسعود لقمان سر دبیر روزنامک نوشته ام را در نوردید. ناچار با استفاده از پیشرفت تکنولوژی و امکاناتی که مدرنیته در اختیار همگان قرار داده متنی را که به تیغ سانسور گرفتار آمد را بطور کامل در تارنگار خودم می گذارم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 14:39  توسط کاوه ایرانی   | 

چهاردهم امرداد ماه 2548 (1388) یکصد و سومین سالگرد جنبش آزاديخواهی مردم ايرانزمين که به جنبش مشروطیت مشهور است می باشد.  شايد تمام آحاد مردم در آن جنبش شرکت نداشتند ورنگ پوپولیستی هم نداشت. بلکه عده اندکی از میهن پرستان با عرق ملی بپا خاستند و مانع پیروزی مشتی اجنبی پرست مشروعه خواه  در دربار مفلوک قاجار شدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 13:22  توسط کاوه ایرانی   | 

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود ؟

به کجا می روم ؟ آخر ننمایی وطنم


این عزل از معروفترین عزلیات پارسی می باشد که به نام مولانا شهرت دارد، اما در نسخه های قدیمی دیوان کبیر وجود ندارد و با همه زیبایی و شیوایی عزل در برخی از ابیات تناقص هایی دیده می شود و ابیات با یکدیگر همخوانی ندارد.

. . . .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 4:19  توسط کاوه ایرانی   |